« وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ » ؛
« 1 »
او در آسمانها و زمينها اللَّه است .
« وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ » ؛
« 2 »
و براى او در ملك و قدرت . شريك و انبازى نيست .
« وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ » ؛
« 3 »
شريك و انبازى در ذلت براى او نيست .
و آياتى ديگر از اين قبيل . اينها مطالب و مسائلى است كه از راه مطالعه در مخلوقات و آثار قابل درك نيست ؛ يا بايد اينها را بهصورت مجهولات لاينحل بپذيريم و فرض كنيم قرآن هم كه اينها را ذكر كرده هدفى نداشته و فقط خواسته يك سلسله مطالب قلمبه و معماهاى پيچيده و نفهميدنى براى گيج كردن بشر مطرح نمايد و مردم هم موظفاند كوركورانه تعبداً و تقليداً بپذيرند آنچنانكه مسيحيان تثليث را پذيرفتهاند و معتقدند كه اب و ابن روحالقدس هر سه در عرض هم خدا هستند و قابل پرستش و يا بايد بپذيريم كه علم و فنى هست كه كارش رسيدگى و درك و حل اين نوع مسائل است .
قرآن بهطور قطع اينها را به عنوان يك سلسله درسها القاء كرده است و هدف قرآن پى بردن به عمق اين درسهاست ، بنابراين از يك طرف اينگونه مطالب را ذكر كرده و از طرف ديگر امر به تدبر در آيات قرآنى فرموده است :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها » ؛
« 4 »
پس چرا در قرآن تدبّر نمىكنيد بگو آيا بر دلها قفل زده شده است .
هامش
( 1 ) . انعام ، آيهء 3 . .
( 2 ) . اسراء ، آيهء 111 . .
( 3 ) . همان . .
( 4 ) . محمد ، آيهء 24 . .