سرزمينهاى كوير به حيوانات تشنه مىرساند و چلچله با انداختن خارخسك در دهان مار او را مىكشد و جوجهها را نجات مىدهد .
چهارم . اگر روزى بشر بتواند موجود زنده بسازد ، باز هم خالق نخواهد بود ، زيرا عناصر بسيط را مطابق نظم طبيعى تركيب كرده و سلول ساخته و سلولهاى خلق شده را كنار هم چيده و موجود زنده به وجود آورده است . ولى اگر كسى بتواند عناصر اوليه را بسازد مىتواند كار خدايى كند ، اما ساختن يك معجون از مواد موجود جهان ، كار خدايى نمىباشد ؛ گو اينكه محال است بشر بتواند موجود زنده بسازد و يا مگس و پشهاى را به وجود آورد ، زيرا قرآن مىفرمايد :
« إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ . . . » ؛
« 1 »
آنان كه غير خدا را مىخوانند هرگز نمىتوانند مگسى را بيافريند و اگرچه براى ساختن آن اجتماع كنند . . . .
بنابراين مسئله حيات و پديدههاى زنده و غرايزى كه در نهاد آنها به وديعت نهاده شده ، يكى از دلايل برجستهء وجود خلاق حكيم و زنده است و به واقع او است كه زنده مىكند و مىميراند ، او است كه به موجودات شعور لازم را داده و به راه مستقيم هدايتشان كرده است .
خلاصه اين كه هر انسانى در آيات خلقت بينديشد و در زندگى موجودات زنده مطالعه نمايد ، جز تسليم و خضوع چارهء ديگرى نخواهد داشت و فرياد خواهد زد .
« رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا . . . » .
« 2 »
برگرديم به بحث علامه شهيد ، كه سخن دوست بهتر است .
راه عقل يا راه استدلال و فلسفه
اين راه هرچند دشوارترين راههاست اما از يك نظر كاملترين آنهاست . هريك
هامش
( 1 ) . حج ، آيهء 73 . .
( 2 ) . آل عمران ، آيهء 193 . .