كه يك نيروى مرموزى مستقيماً آنها را در كارشان به شكل ديگرى غير از طريق عقل و ادراك رهبرى كرده است . در اينكه يك سلول نباتى يا حيوانى مانند انسان دستگاه عقل و انديشه و تعليم و تعلم ندارد و از نظامى نظير نظام انسانى پيروى نمىكند ترديدى نيست . پس باقى مىماند دو راه : يكى اينكه ساختمان ماشينى اشياء براى هدايت آنها كافى باشد ، ديگر اينكه نيروى مرموز هدايت ، آنها را رهبرى كند .
كارهاى خارقالعادهاى كه « ابداع و ابتكار » شمرده مىشود و ساختمان ماشينى سلولها كافى براى توجيه آنها نيست چند نوع است :
1 . قدرت انطباق با محيط و تغيير دادن طبيعت خود .
2 . تقسيم كار و انتخاب وظيفه .
3 . ابتكار تجديد ساختمان عضو از ميان رفته و يا ايجاد عضو جديد مورد نياز .
4 . اكتشاف نيازمنديهاى خود بدون وساطت تعليم و تعلم .
راجع به قدرت عظيم انطباق سلولها با محيط كه حتى قادر به عوض كردن طبيعت خود مىباشند ، و همچنين تقسيم كار و انتخاب وظيفه ميان سلولها با اينكه همه از يك اصل و ريشه سرچشمه مىگيرند قبلًا به طور مختصر بحث شد ، اكنون در قسمت سوم و چهارم بحث مىكنيم .
نيروى حيات ، هزاران نقش زيبا و بديع بر صفحهء روزگار به صورت گلها و درختها و پرندگان و چهارپايان و غيره بهوجود آورده است . ساختمان سلول اوّلى و عوامل خارجى محيط كافى نيست كه اينهمه نقش و نگار زيبايى در جهان خلق و ابداع نمايد . در كتاب راز آفرينش انسان صفحهء 59 و 60 مىنويسد :
« ماده جز بر طبق قوانين و نظاما خود عملى انجام نمىدهد . ذرات و اتمها تابع قوانين مربوط به قوهء جاذبهء زمين ، فعل و انفعلات شيميايى و تأثير الكتريسيته هستند .
ماده از خود قوهء ابتكار ندارد و فقط حيات است كه هر لحظه نقشهاى تازه و
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
ص١٤٦