است ممكن است ابتدائاً به صورت تصادف بهوجود آمده باشد تا بعد در غربال طبيعت باقى بماند يا نه ؟ مطالعه در احوال موجودات نشان مىدهد يك نيروى مرموز و شاعر و هدفدار ، وضعى در اندام جانداران بهوجود مىآورد كه آنها را متناسب با شرايط محيط نمايد .
اگر همهء تغييراتى كه در بدن موجودات زنده پيدا مىشود از نوع پردهء لاى انگشتان بعضى مرغها ممكن بود بگوييم تصادفاً در لاى انگشت يك مرغ پرده پيدا شده و اين پرده براى شناورى او در آب مفيد واقع شد و مورد استفادهء حيوان قرار گرفت و بعد به وراثت به اعقاب او منتقل شد ( قطع نظر از اينكه علم وراثت آن را قبول ندارد ) . ولى بعضى اندامهاى مفيد و لازم جانداران به صورت يك دستگاه بسيار عظيم تودرتو و پيچدرپيچ است ، تنها هنگامى قابل استفاده و بهرهبردارى است كه تمام دستگاه بهوجود آمده باشد ، نظير دستگاه عظيم باصره ( چشم ) . در اينگونه موارد چگونه مىتوانيم بگوييم كه تصادفاً تغييرى در بدن موجود زنده پديد آمد و او را اصلح براى بقا ساخت و طبيعت او را در غربال خويش نگهدارى كرد .
راز آفرينش انسان صفحهء 76 پس از اينكه توضيحى دربارهء ساختمان عجيب چشم مىدهد ، مىگويد :
« همهء اين تشكيلات عجيب ، از مردمك ديده گرفته تا شمشها و مخروطها و اعصاب ، بايد با يكديگر و در آن واحد بهوجود آمده باشد ؛ زيرا اگر يكى از اين نظامات پيچيده ناقص باشد بينايى چشم غيرمقدور خواهد بود . با اين وصف آيا مىشود تصور كرد همهء اين عوامل خودبهخود جمع آمده و هريك از آنها وضع نور را طورى تنظيم كرده است كه به كار ديگرى بخورد و حوائج او را دفع كند ؟ »
باز چيز ديگرى كه توليد شگفتى و حيرت مىكند اين است كه سلولهاى بدن - كه عددشان در بدن يك فرد به ميلياردها مىرسد و از عدد مجموع افراد بشر در عصر حاضر بيشتر است با اينكه همه از يك اصل و ريشه زادهاند هر دستهاى كارى مخصوص به خود انجام مىدهند و غذاى مخصوص به خود را جذب مىكنند . هر
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
ص١٣٧