دوم - راه حس و علم يا راه طبيعت
به عبارت ديگر راه خداشناسى در حوزهء حس و علوم طبيعى همانا مطالعه در مظاهر خلقت است .
اين راه نيز به نوبهء خود به سه راه منشعب مىشود :
1 . از طريق تشكيلات و نظاماتى كه در ساختمان جهان به كار رفته است .
2 . از طريق هدايت و راهنمايى مرموزى كه موجودات در مسير خويش مىشوند .
3 . از طريق حدوث و پيدايش عالم .
1 . تشكيلات و نظامات
مطالعهء احوال موجودات نشان مىدهد كه ساختمان جهان و ساختمان واحدهايى كه اجزاء جهان را تشكيل مىدهند « حسابشده » است ، هر چيزى « جايى » دارد و براى آنجايگاه قرار داده شده است و منظورى از اين قرار دادنها در كار بوده است .
جهان درست مانند كتابى است كه از طرف مؤلف آگاهى تأليف شده است ، هر جمله و سطر و صفحه و فصلى محتواى يك سلسله معانى و مطالب و منظورها و مقصدهايى است ، نظمى كه در كلمات و جملهها و سطرها به كار برده شده است از روى دقت خاصى است و هدف نويسنده را نشان مىدهد .
هركس تا حدودى مىتواند خطوط و سطور برجستهء كتاب خلقت را بخواند و يك سلسله معانى از آنها درك كند و قصد و فكر مؤلف آن را دريابد . هر كسى مىتواند نظامات حكيمانه و آثار و علائم به كار رفتن تدبير و اراده را در كار خلقت ، روشن استنباط كند هرچند درس ناخوانده و بيابانى باشد . ولى البته اگر كسى با علوم طبيعى آشنايى داشته باشد به تناسب معرفتش به اين امور ، نظامات و آثار و علائم وجود و حكمت و تدبير را در كارگاه خلقت بيشتر ادراك مىكند .