تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١

دليل سوم

و أيضا ، الماهيّة متساوية النسبة . . . إلى العدم الّذى هو نقيضه . و نيز ( دليل ديگر ) اين‌كه ماهيت به‌طور ذاتى ، نسبت به وجود و عدم ، مساوى است و اگر وجود ، عين يا جزء ماهيت بود ، نسبت ماهيت به عدم كه نقيض وجود است ، محال بود . ( براى اين‌كه ماهيت كه عين وجود است ، بايد هميشه تحقق داشته باشد و عدم بر آن صادق نباشد و بايد مانند ماهيت سيمرغ و غول هميشه واقعيت داشته باشند ) .

فصل چهارم : اصالت و اعتباريت ماهيت

الفصل الرابع : فى أصالة الوجود و اعتبارية . . . أنّه انسان و أنّه موجود . فصل چهارم دربارهء اصالت وجود و اعتباريت ماهيت است . ما شك نداريم در اين كه در آن‌جا ( دار هستى ) امور واقعى تحقق دارند كه داراى آثار حقيقى مىباشند كه آن آثار ، به وهم وهم‌كننده‌اى نيست ، سپس از هريك از اين امورى كه براى ما مشهودند - در عين اين‌كه هريك از آن امور در خارج ، يكى هستند - ، دو مفهوم انتزاع مىكنيم كه هريك از آن‌دو ، از لحاظ مفهومى غير ديگرى است ؛ اگر چه آن‌دو در مصداق متحدند و آن‌دو ، وجود و ماهيت‌اند . ( كل ممكن زوج تركيبىّ له ماهية و وجود « 1 » و بنابر بيان قرآن :
وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
« 2 » ) ، مانند انسانى كه در خارج وجود دارد و از آن ، ( دو مفهوم ) انتزاع مىشود كه عبارت‌اند از اين‌كه ، او انسان است و اين‌كه ، او موجود است . ( انسان خارجى ، مورد انتزاع دو مفهوم است : يكى ، انسان است و ديگرى ، موجود است ) .
هامش
( 1 ) . شرح المنظومه ، ص 10 . ( 2 ) . ذاريات ، آيه 49 .