منبسط مىدانند ، مرحوم سبزوارى نظريه دوّم را ترجيح داده و مىگويد : « وجود منبسط امر واحدى است كه جز به تكثر موضوعات ، تكثرى در آن راه ندارد و مفاد آيهء كريمه
« وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ »
نيز همان است و آن كلمهء الهى است كه مشتمل بر همهء كلمات است و صدور آن درواقع به منزلهء صدور همهء موجودات مىباشد » « 1 » .
4 - واحد يا قابل تقسيم است يا غير قابل تقسيم :
واحد بالخصوص بر دو قسم است :
الف : واحدى كه منهاى وصف وحدت قابل تقسيم است .
ب : واحدى كه همانگونه كه از حيث وصف وحدت قابل تقسيم نيست ، منهاى وصف وحدت هم قابل تقسيم نمىباشد .
نوع دوم دو قسم است : يكى اينكه واحد نفس وحدت است و به عبارت ديگر صفت عين موصوف است و ديگرى اينكه واحد غيروحدت است و آن هم دو گونه است : مفارق و مادى .
نوع نخست نيز دو گونه است : موصوف به لحاظ ذات خود قبول قسمت مىكند و آن كميت است كه بالذات قبول قسمت مىكند و ديگرى اينكه موصوف بالذات قبول قسمت نمىكند ، مانند جسم و اعراض ديگر غير از كميت .
5 - اقسام واحد غيرحقيقى :
واحد غيرحقيقى همانگونه كه قبلا بيان گرديد آن است كه ، دو امر داراى معناى مشترك و جامع باشند و به لحاظ آن معناى جامع و واحد ، آن دو امر ، واحد ناميده مىشوند . اين جامع دو گونه است :
1 - جامع ذاتى ( نوع ، فصل ، جنس )
2 - جامع عرضى
هامش
( 1 ) شرح منظومه ، فريده هفتم ، احكام مشترك علت و معلول .