نتيجه نبايد مراتب وجود را به مراتب طولى كه ميان آنها رابطهء عليت و معلوليت برقرار است ، منحصر نمائيم ، بلكه اعم از مراتب طولى و مراتب عرضى است و هر موجودى در هرمرتبهاى از هستى كه قرار دارد ، جايگاه ويژهاى دارد كه ملاك تخصص و تشخص آن مىگردد . و در اين صورت هيچگونه اشكالى بر عبارت متن وارد نخواهد بود ؛ زيرا در متن سه ملاك براى تخصص وجود بيان گرديده است ، كه دو ملاك آن مربوط به تخصص عينى و خارجى وجود است و يك ملاك آن مربوط به تخصص مفهومى و ذهنى وجود مىباشد .
قاعده فرعيت و اشكال عروض وجود بر ماهيت
اين اشكال در واقع ناظر به سومين ملاك تخصص وجود است و آن اينكه هرگاه عروض وجود بر ماهيت ، موجب تخصص وجود گردد ، در اين صورت با توجه به قاعده « فرعيت » ، اشكالى پيش مىآيد و آن اينكه : قاعده فرعيت اقتضاء دارد كه هرگاه چيزى بر چيز ديگر عارض گردد ، بايد قبل از عروض عارض و ثبوت ثابت ، معروض له و مثبت له ثابت بوده باشد ، در ضرب المثل عربى گفته مىشود « ثبت العرش ثم انقش » و در ضرب المثل فارسى مىگويند « برادريت را ثابت كن سپس ادعاى ارث كن » .
اين تفاهم عرفى ريشه عقلى دارد كه همان مفاد قاعده فرعيت است ، در اين صورت بايستى قبل از عروض وجود بر ماهيت ، معروض ثبوت داشته باشد ، و ثبوت داشتن ماهيت به معناى وجود داشتن آن است ، بنابراين قبل از عروض و ثبوت وجود براى ماهيت ، ماهيت ثبوت و وجود دارد . اين ثبوت و وجود قبلى از دو حال بيرون نيست :
1 - مستند به وجودى است كه عارض بر ماهيت مىشود .
2 - مستند به ثبوت و وجود ديگرى است .
در صورت اوّل ، تقدم شىء ( وجود و ثبوت ماهيت كه معروض وجود است ) بر