صد سال مرگ ، در يك آن تو را زنده كرديم . ) تفصيل مطلب را در تفسير الميزان بيان داشتهايم . « 1 » حديث چهارم از همان باب در زمينه احياى مردگان و داستان تقاضاى ابراهيم عليه السلام مبنى بر چگونگى زنده كردن مردههاست .
علامه مجلسى بيانى در اين مورد دارند .
استاد علامه چنين نوشتند : آنچه از سياق آيه برمىآيد اين است كه ابراهيم عليه السلام از خداى متعال خواست كه چگونگى احياى مردگان را به او نشان دهد ، نه اين كه اصل زنده كردن مردگان براى او مشكوك باشد ، چنان كه آيه شاهد بر همين است :
« رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى » .
« 2 » و ميان اين دو امر فرق است : « يعنى مورد سؤال چگونگى آفرينش و احيا باشد و يا اصل زنده كردن دوباره مورد پرسش باشد » آنچه مؤلف فرموده و نظر اكثر مفسرين هم آن است ، بر فرض دوم ، درست است كه در آيه مراد نيست و اين نكته را در تفسير الميزان توضيح دادهايم . « 3 » حديث ششم از همان باب در زمينه حشر و شبهه ابن ابى العوجاء در مورد آيه :
« كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ »
« 4 » و پاسخ امام صادق عليه السلام ، مىباشد .
مجلسى به عنوان ايضاح ، بيانى مختصر دارد و تحقيق آن را به آينده موكول كرده است .
استاد در تعليقهاش نوشته : مادىها و طبيعىها در مورد انسان و ديگر موجودات ، جز جسم ، چيزى ديگرى را عقيده ندارند و لذا انسان در نظر آنها مجموعه اعضا و
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 7 ، ص 35 . .
( 2 ) . بقره ، آيه 260 . .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 7 ، ص 36 . .
( 4 ) . نساء ، آيه 56 . .