مجلسى در بيان حديث چنين توضيح داده : پاسخ امام اين است كه روح حيوانى از خارج به بدن وارد نمىشود ، بلكه در بدن به وجود مىآيد و بدن بر آن اساس رشد و نمو مىكند .
استاد در تعليقه خود بر اين بيان مجلسى نوشته است : اگر مؤلف مرحوم ، به جاى روح حيوانى ، روح انسانى مىگفت منطبق بر حركت جوهرى مىشد كه بر پايه آن روح انسانى يكى از مراتب كمال بدن است ، چنان كه فرمود :
« ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ »
« 1 » . و آنچه لذت و الم را درك مىكند نفس است ( نه كالبد ) ، پس حدوث روح كمال است براى بدن و آن خود بدن است ، لذا احساس خاصى براى آن نيست ، ولى جدايى روح از بدن ، جدايى چيزى است كه بدان مأنوس بوده و تعلق داشته است و همين موجب احساس رنج و الم مىشود . « 2 » حديث يكصد و بيست و هشتم از باب هشتم ابواب الموت : « ليس بيننا و بين الجنة او النار الا الموت » ميان ما و بهشت يا آتش جز مرگ فاصله نيست .
مرحوم مجلسى تحت عنوان « فذلكة » بحثى را دنبال مىكند و سخن را به تناسخ و ابطال آن مىكشد و مىنويسد : عمده در نفى تناسخ ضرورت دين و اجماع مسلمين است و دلايل عقلى نوعاً در اثبات بطلان آن كافى نيستند .
استاد طباطبائى در تعليقه خود نوشته : عمده در نفى تناسخ و بطلان آن ، اين است كه رجوع و بازگشت شىء از فعليت به قوه ناممكن و محال است و آن در بدن عنصرى و مادى محسوس جريان دارد ، نه در بدن مثالى كه آن از شئون نفس و مراتب و لوازم وجودى آن است . « 3 »
هامش
( 1 ) . مؤمنون ، آيه 14 . .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 6 ، ص 158 . .
( 3 ) . همان ، ص 271 . .