وجود بشر مورد لزوم است ، پس حرمت و منع ، بايد مورد داشته و عملى باشد و الا تكليف ما لايطاق خواهد بود :
« وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ »
« 1 » ،
« إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ »
« 2 » . و لازمه اين بيان آن است كه در زمينه محرمات ، روزىهاى حلالى وجود دارد كه دسترسى به آن ممكن و ميسر است و آن روزىها و ارزاقى هستند كه از نظر شرعى به خداوند منسوبند ، نه روزىهاى حرام . خلاصه آن كه رزق دو قسم است : رزق تكوينى و آن هر چيزى است كه انسان در بقا و ادامه هستى به هر صورت به آن نياز دارد و از آن مدد مىگيرد و روزى تشريعى و آن فقط نوع حلال است نه حرام و اين مطلبى است كه بعد از تأمل و تفكر در كتاب و سنت به دست مىآيد . « 3 » حديث بيست و سوم از باب ششم از كتاب العدل و المعاد ، راجع به خير و شر است ، و امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : هر كس پندارد كه خداوند به فحشا و بدى و گناه فرمان مىدهد بر خدا دروغ بسته است و هر كس خيال كند كه خير و شر هر دو از اوست او نيز دروغپرداز است . استاد طباطبائى در اين جا ، حاشيه مستقيمى دارد و مىنويسد : خير ، پديدهاى وجود و مخلوق است و شكى در آن نيست و اما شر ، در اصل نه وجود دارد و نه آفريده شده است . البته بالعرض و در نوعى مقايسه چيزى با چيزى ، تحققى دارد . دليل بر اين سخن آيه قرآنى است :
« اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » ،
« 4 »
« الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ » .
« 5 » خداوند در اين آيهها ، آفرينش همه چيز را به خود نسبت داده و سپس خلقت و آفرينش را زيبا دانسته است و در آيهاى ديگر فرمود :
هامش
( 1 ) . حج ، آيه 78 . .
( 2 ) . اعراف ، آيه 28 . .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 5 ، ص 149 . .
( 4 ) . زمر ، آيه 62 . .
( 5 ) . سجده ، آيه 7 . .