مورد ديگر ، بيان مجلسى است در بخش ديگرى از حديث مفضل و آن نطق و تكلم انسان است ، او مىنويسد : سخن امام ( صادق ) عليه السلام در اينجا ، مشعر بر آن است كه بشر ، واضع لغتها و زبانها مىباشد .
استاد در تعليقه خويش اضافه كردهاند : و مهمتر آنكه اين كلام امام دلالت بر آن داردكه وضعها تعينى است نه تعيينى . و همچنين آن بخش از حديث ، مشعر بر آن است كه اين لغتها و امثال آن ، امورى اعتبارى و قراردادى هستند كه بشر در زندگى خود به آن نيازمند است . « 1 » مورد سوم ، بخش ديگرى از حديث مفضل بن عمر است كه امام صادق به وجود تشابه در درندگان و پرندگان اشاره فرموده و شبيه نبودن انسانى با انسان ديگر را خاطرنشان ساخته است .
استاد علامه در اينجا تعليقهاى مستقيم بر حديث دارد كه مراد از تشابه در حيوانات و عدم تشابه در انسانها ، تشابه عرفى و ظاهرى است و گرنه تشابه حقيقى ، نه در افراد انسان است و نه در حيوانات ، چنان كه برهان و تجربه علمى چنين امرى را اثبات مىكند . « 2 » مورد چهارم ، بخشى ديگر از حديث توحيد مفضل است و آن صنعت زنبور عسل مىباشد :
إذا رأيت المعمول وجدته عظيماً شريفاً موقعه من الناس و إذا رجعت إلى الفاعل الفيته غبياً جاهلًا بنفسه ؛
اگر كاركرد زنبور را ببينى آن را شريف و در نظر مردم ارزشمند مىيابى ، ولى اگر به سازندهاش بنگرى آن را با غباوت و نسبت به خود جاهل مىيابى .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 82 . .
( 2 ) . همان ، ص 87 . .