تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
ثانياً : اگر به فرمايش آقاى طباطبائى خلقت آدم از خاك ، آفرينش مستقيم او از خاك و بدون پدر و مادر است و نبايد آفرينش اولين موجود يا موجودات زنده‌اى كه از خاك حاصل شده و به انسان و آدم منتهى مىشود ، به نظر آورد ، پس چرا در قسمت اخير آيه 59 ، بعد از جمله
« خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ »
و پيش از جمله آخر آيه ، حرف « ثم » استعمال نموده و مىفرمايد :
« خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » ؟
اگر آفرينش آدم از خاك مقارن و مصادف و همزمان تكوين و ايجاد اومى بود ، آيا بلاغت غير قابل انكار قرآن ايجاب نمىكرد كه به جاى حرف « ثم » ، حرف « و » ، يا كلماتى كه تقارن و تطبيق زمانى را مىنمايانند ، به كار ببرد و محل آن كلمه را در جاى مناسب جمله ، قرار دهد ؟ آقاى طباطبائى در صفحه 274 در مقاله مورد بحث ، با مراجعه به تفسير جزء هشتم راجع به آيه 11 از سوره شريفه اعراف و براى بىاثر ساختن مدلول تكاملى بسيار نمايان آن آيه ، چنين فرموده‌اند كه در آيه 11 اعراف حرف « ثم » عطف ترتيبى و تراخى نيست ، بلكه اين حرف به معناى « واو » است و عطف كلامى مىباشد . جواب اين تذكر ايشان در موقع بحث راجع به آيه مزبور داده خواهد شد ، اما اگر ايشان بخواهند نظر مذكور را در مورد حرف « ثم » در آيه 59 در سوره آل عمران هم عموميت دهند ، نظر و جواب ما هم همان است كه در بالا راجع به عدم تقارن خلقت ابتدايى و تكوين آدم عليه السلام متعرض شده‌ايم مگر آن كه بخواهيم - نعوذ باللَّه ، قرآن را هم مثل گفته‌هاى بشرى ، دستخوش تأثيرهاى متغير نفسانى بدانيم و دقت‌هاى اعجازآميز آن را در اداى هر جمله و يا كلمه ، در نظر نياورده و با دور شدن از مفاهيم خاصه كلمات ، تعبيراتى متناسب تصور و دلخواه خود ، از آيات قرآن بنماييم ! ! ثالثاً : جناب آقاى طباطبائى آيات 71 سوره ص
« . . . إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ »
و 7 سوره سجده :
« . . . وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ »
و امثال آن‌ها را كه به آن‌ها اشاره فرموده‌اند ، دليل بر خلقت مستقيم آدم از گل و خاك ذكر كرده‌اند ، در توضيح عرض