زانى مىگويند . پس خداوند به زور اطاعت نشده و از روى مغلوبيت نافرمانى او صورت نگرفته است .
طباطبائى : ترديدى نيست كه هر امر خارجى كه كارها و اعمال انسان هم از آن جملهاند وجود و هستى پيدا نمىكند مگر آن كه همه اجزاء علت تامه آن ، در خارج تحقق پيدا كند و آنچه در وجود و هستى آن مؤثر است واقع شود .
و هنگامى كه تمام اجزاء علت تامه وجود پيدا كرد و هيچ جزو مؤثرى در پرده عدم و نيستى نماند ، وجود آن شىء و امر وجوب پيدا مىكند ، چون در غير اين صورت ، بايد وجود معلول در رابطه با وجود و عدم علت برابر باشد و بطلان چنين چيزى ناگفته پيداست .
مثلًا عمل خوردن را در نظر مىگيريم و آن را به انسانى نسبت مىدهيم كه جهاز تغذيه او سالم است و در اين ميان خوراكى هم موجود مىباشد و او به طور قطع و حتم اراده خوردن مىكند و مانعى از انجام عمل خوردن وجود ندارد . پس در اين هنگام عمل خوردن واجب و به اصطلاح ضرورى الوجود مىشود ، چون اين عمل را به مجموع اجزاء علت تامه آن نسبت دادهايم .
اما نسبت عمل خوردن در ميان آن همه اجزا و عوامل ، به تنها انسان از دو صورت خارج نيست :
1 . يا چنين است كه در عين نسبت خوردن به انسان بقيه اجزا علت تامه هم موجودند ، پس عمل خوردن را نسبت مىدهيم به انسان مجهز براى انجام عمل خوردن ، ولى بقيه اجزاى علت وجودى را با فرض تحقق و هستى شان منظور نمىكنيم ، چنين نسبتى در اين جا امكانى و چنين استعدادى ، استعداد تام و كامل ناميده مىشود . چون اينگونه استعدادها ، از فعل جدا نيست و فرض آن است كه بقيه اجزاى علت تحقق دارند اگرچه در نسبت آنها را منظور نكردهايم و معلول را به همه شان نسبت ندادهايم بلكه فقط به انسان نسبت دادهايم . اين چنين استعداد را استطاعت
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٠١