تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
سوره‌هاى بسيار است ، هم‌چنان كه عدد صد و هزار نيز كنايه از آن است ، در قرآن كريم فرموده :
يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ
« 1 » . پس منظور از كلمه
بِعَشْرِ سُوَرٍ
سوره‌هاى بسيار و داراى مرتبه‌اى از كثرت است ، مرتبه‌اى كه در عرف مردم كثير شمرده شود ، پس گويا فرموده : اگر شك داريد كه قرآن كلام خداى تعالى است ، چند سوره مثل آن بياوريد ، كه حداقل به ده عدد برسد ، تا معلوم شود آن تنوعى كه قرآن كريم در بيانات خود دارد معجزه‌آسا است ، و نمىتواند جز از ناحيه خداى تعالى باشد . و اما اين‌كه در جاى ديگر تحدى را بر روى يك حديث مثل قرآن آورده و فرموده :
فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ
گويا نوعى تحدى است كه از تحدىهاى سه‌گانه قبل عمومىتر است ، چون كلمه حديث ، هم شامل يك سوره مىشود و هم شامل ده سوره و هم شامل همه قرآن ، پس اين آيه تحدىاى است مطلق به آوردن سخنى كه خصايص قرآن را داشته باشد . در اينجا دو نكته باقى مىماند كه تذكرش لازم است : 1 . در ميان همه آيات تحدى در هيچ‌يك به جز آيه مورد بحث نيامده بود كه اگر مىگوييد : قرآن افتراء به خدا است شما هم اين افتراء را بزنيد ، تنها در آيه مورد بحث است كه فرموده :
فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ
و شايد وجهش اين بوده باشد كه نوع عنايتى كه در اين آيه هست در ساير آيات تحدى نيست ، و نوع عنايتى كه در آنها هست در اين آيه نيست . عنايت در ساير آيات تحدى در اين بود كه اثبات كند منكرين قرآن نمىتوانند مثل قرآن و يا مثل سوره‌اى از قرآن را بياورند ، زيرا قرآن مشتمل بر
هامش
( 1 ) . سوره بقره : 96 .
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 99 | محمد باقر ملكيان