بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : اختصاص دادن قلب به انزال براى اشاره به اين است كه تعقل آن جناب آنقدر كامل و قوى است ، كه حواس ظاهرش از قبيل سمع و بصر و غيره ، كه واسطههاى تعقلند به هيچ گرفته مىشوند .
بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : اين اختصاص براى اشاره به اين است كه قلب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آنقدر صالح و مقدس است كه شايستگى يافته منزلى براى كلام خدا قرار بگيرد و معلوم است كه وقتى قلب كه عضو رئيس است اين قدر صلاحيت داشته باشد ، ساير اجزاء و اعضايش نيز داراى صلاحيت خواهد بود ، چون وقتى رئيس كشورى صالح بود ، رعيت نيز صالح مىشود .
بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : اين اختصاص براى اين است كه خدا براى قلب رسولش گوش و چشمى مخصوص قرار داده بود ، كه با آنها مىديد ، مىشنيد و اين گوش و چشم قلب براى اين بود كه رسولش با ديگران فرق داشته باشد ، همچنان كه فرمود :
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى
« 4 » .
اينها وجوهى بود كه براى آيه مورد بحث و اينكه چرا فرمود : جبرئيل قرآن را به قلب آن جناب نازل كرد ، بيان كردهاند ، كه بيشتر آنها گزافه و سخنان بىدليل است .
اينها خواستهاند امور غيبى را با حوادث مادى مقايسه نموده ، احكام حوادث مادى را در آن امور نيز جارى سازند و كار بيهودهگويى بعضى از آنان
هامش
( 1 ) . روح المعانى : 7 / 338 .
( 2 ) . روح المعانى : 7 / 338 .
( 3 ) . روح المعانى : 7 / 338 .
( 4 ) . سوره نجم : 11 .