شهادتى ندارند ، تا چه رسد به افراد جلف و توخالى [ افراد بىسروپا ] ، و از آن پائينتر ، فرعونهاى طاغى اين امت ، ( كه هيچ عاقلى جرأت نمىكند بگويد اين طبقه از امت نيز مقام شهادت بر باطن اعمال مردم را دارا هستند ) .
پس مراد از شهيد بودن امت ، اين است كه شهداء نامبرده و داراى آن خصوصيات ، در اين امت هستند ، هم چنان كه در قضيه تفضيل بنى اسرائيل بر عالميان معنايش اين است كه افرادى كه بر همه عالميان برترى دارند ، در اين امتند ، نه اينكه تكتك بنى اسرائيليان بر عالميان برترند ، بلكه وصف بعض را به كل نسبت داده ، براى اينكه اين بعض در آن كل هستند ، و از آن جمعيتند ، پس شهيد بودن امت اسلام به همين معناست ، كه در اين امت كسانى هستند كه شاهد بر مردم باشند ، و رسول ، شاهد بر آنان باشد .
بطورى كه از كلام خداى تعالى برمىآيد ، شهادت بر اعمال مختص به شهيدان از مردم نيست ، بلكه هركسى و هرچيزىكه كمترين ارتباطى با اعمال مردم دارد ، او نيز در همان اعمال شهادت دارد ، مانند ملائكه ، و زمان ، و مكان ، و دين ، و كتاب ، و جوارح بدن ، و حواس ، و قلب ، كه همگى اينها شاهد بر مردم هستند .
و از خود كلمه شهادت فهميده مىشود : آن شاهدى كه از ميانه
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحه 84
پدیدآورندگان: مراد على شمس
ص۸۴