تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
فكرشان نازل‌ترين سطح است ، بيشتر در همين طبقه اطلاق مىشود چنان كه آيهء
« وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ،
ولى بيشتر مردم نمىدانند » . « 1 » و آيهء
« وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ ،
و اين مثل‌ها را براى مردم مىزنيم و ليكن به جز دانايان آن را نمىفهمند » . « 2 » اطلاق گرديده ، معلوم مىشود ناس معنايى اعم از علما و غير علما دارد . و اين اكثريت همانهايند كه اساس زندگيشان بر تقليد است و خود نيروى تشخيص و تميز در امور معنوى به وسيله دليل و برهان را ندارند ، و نمىتوانند از راه دليل ميان حق و باطل را تشخيص دهند ، مگر آن‌كه كسى ديگر ايشان را هدايت نموده حق را بر ايشان روشن سازد ، و قرآن كريم همان روشنگرى است كه مىتواند براى اين طبقه حق را از باطل جدا كند ، و بهترين هدايت است . « 3 »

س 1384 - چرا جملهء « بِرَبِّ النَّاسِ »

،
« مَلِكِ النَّاسِ »
،
« إِلهِ النَّاسِ »
در سورهء شريفهء « ناس » متصل و بدون واو عاطفه ذكر شده‌اند ؟ و ديگر اينكه چرا كلمهء « ناس » سه بار تكرار شد ، با اينكه مىتوانست بفرمايد : « قل أعوذ بربّ النّاس و الههم و ملكهم » ؟
هامش
( 1 ) . سورهء روم ، آيهء 30 . ( 2 ) . سورهء عنكبوت ، آيهء 43 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 30 .