« لسان العرب » « 1 » به سه نوع آن اشاره شده است كه مىگفتند : « انعم صباحا » و يا « ابيت اللعن » و يا مىگفتند : « سلام عليكم » ، و كانّه كلمه سوم علامت مسالمت است و در حقيقت به طرف مقابل مىگفتند : بين من و تو و يا شما جنگى نيست ، ( پس از آنكه اسلام آمد تحيّت را منحصر در سلام كردند و از ناحيه اسلام مأمور شدند سلام را افشاء كنند ) .
چيزىكه هست خداى سبحان در داستانهاى ابراهيم سلام را مكرّر حكايت مىكند و اين خالى از شهادت بر اين معنا نيست كه اين كلمه در بين عرب جاهليّت مستعمل بوده ، از بقاياى دين حنيف ابراهيم بوده ، نظير حجّ و امثال آنكه قبل از اسلام معمول آنان بوده ، توجه بفرماييد :
« قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي » ،
« 2 » در اين جمله از ابراهيم عليه السّلام حكايت كرده كه در گفتگو با پدرش گفت :
« سلام عليك به زودى من از پروردگارم برايت طلب مغفرت مىكنم » و نيز فرموده :
« وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ ،
فرستادگان ما به منظور بشارت دادن به ابراهيم نزد وى آمدند و گفتند : سلام ، ابراهيم نيز گفت سلام » . « 3 » و اين قضيه در چند جاى قرآن آمده است .
بهطورى كه از آيات قرآن استفاده مىشود خداى تعالى كلمهء سلام را تحيّت خودش قرار داده است ، به آيات زير توجه فرمائيد :
« سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ج 12 ، ص 289 ، ط . بيروت .
( 2 ) . سورهء مريم ، آيهء 47 .
( 3 ) . سورهء هود ، آيهء 69 .