قلب مىشود ، و بهطورى كه از تفسير آيات [ مربوطه ] برمىآيد ملازم با ازدياد ايمان بر ايمان است ، و نيز ملازم با كلمه تقوى است ، كه قلب آدمى را به پرهيز از محرمات الهى وادار مىسازد .
و معناى اين كلمه غير از معناى كلمهء « عدالت » است ، چون عدالت ملكهايست نفسانى كه آدمى را از ارتكاب گناهان كبيره بازمىدارد ، به خلاف سكينت كه هم از كبائر نگاه مىدارد و هم از صغائر .
و از طرفى خداوند متعال سكينت را طورى به خود نسبت مىدهد كه از آن يك نوع اختصاص فهميده مىشود ، مانند دادن روح كه مىفرمايد : « دميدم در آن از روح خود » ، و دربارهء سكينت هم مىفرمايد :
« أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ
« 1 » ، خداوند سكينت خودش را بر رسولش و بر مؤمنين نازل كرد » . « 2 »
س 793 - در مقولهء عنايت الهى و توجه حضرت حق به بندهاش چه تفاوتى بين « توبه » و « سكينت » وجود دارد ؟
ج - در « توبه » هميشه باز ، و عنايت الهى و فيضان عفو و مغفرتش همواره جريان دارد ، به خلاف نزول « سكينت » او كه دائمى نيست .
ضمنا قابل ذكر است كه توبهء خدا و توبهء عبد به يك معنا نيست بدين صورت كه توبهء خدا ، بهمعناى اين است كه خداى تعالى به عنايت و توفيق خود به بندهاش باز گردد ، و در درجه دوم او را شامل عفو و مغفرت خود قرار دهد .
و توبه عبد بهمعناى رجوع به سوى پروردگار است با ندامت و استغفار و
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيهء 26 .
( 2 ) . الميزان ؛ ج 9 ، ص 301 . [ با تصرف ]