البته زن در اينگونه اقوام ، زندگى مرفهترى نسبت به اقوام غيرمتمدن داشته است ، چون اينان ديگر مانند آن اقوام به خود اجازه نمىدادند زنى را بكشند ، و گوشتشان را بخورند ، و بهطور كلى از مالكيت محرومشان نمىدانستند ، بلكه زن فى الجمله مىتوانست مالك باشد ، مثلا ارث ببرد ، و اختيار ازدواج داشته باشد ، گو اينكه ملكيت و اختياراتش در اينگونه موارد هم ، به استقلال خود او نبود .
مىتوان شأن زن را در اين ملل بدين نحو خلاصه كرد : زن در ميان اين ملل حد وسط بين انسان و حيوان بود ، از او مانند انسان ضعيفى كه بايد به انسانهاى متوسط كمك بدهد استفاده مىشد . مثل بچه كوچك نسبت به ولى خويش ، ولى ولايت و قيمومت مرد بر زن دايمى بود . « 1 »
س 763 - وضعيت ازدواج در ملل متمدن پيش از اسلام چگونه بوده است ؟ ( بحث علمى )
ج - مرد مىتوانست زنهاى متعددى بگيرد و هيچگونه محدوديتى از اين جهت نداشت و مىتوانست هركدام را مىخواهد طلاق بدهد . شوهر بعد از مردن زن مىتوانست بلافاصله ازدواج بكند ، ولى زن در اغلب اين ملل بعد از مردن شوهر حق ازدواج نداشت و همچنين غالبا از معاشرت در خارج خانه ممنوع بود .
و هريك از اين ملل به حسب اقتضاى اوضاع و مناطق زندگى اختصاصاتى نيز داشتند . مثلا :
هامش
( 1 ) . الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 396 + الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 4 ، ص 61 . [ با تلخيص ]