و هم رحمت است براى عموم مردم ، چه مؤمن و چه كافر ، چه آنكه در عصر آن حضرت بوده و چه آنكه بعدا آمده ؛ زيرا خداى تعالى آن حضرت را مبعوث كرده كه عموم بشر را از مسير منحرفش به راه مستقيم و هدايت و نجات و فطرت برگرداند . « 1 »
س 717 - اگر صدور گناه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله امر غيرممكنى است ، پس چرا در آيهء شريفهء
« لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ ،
تا از گناه گذشته و آينده تو درگذريم » خود قرآن نسبت صدور « ذنب » به آن جناب داده است ؟
ج - اين اشتباه از همينجا ناشى شده كه خيال كردهاند ذنب بهمعناى معصيت و نافرمانى است ، و حال آنكه چنين نيست ، بلكه ذنب عبارتست از هرعملى كه به دنبالش ضرر و يا فوت نفع و مصلحتى بوده باشد ؛ و اصل كلمه از « ذنب » گرفته شده كه بهمعناى دم و دنباله حيوان است ، و اين كلمه مرادف با كلمهء « معصيت » نيست تا هرجا به كار برده شود معناى نافرمانى را بدهد ، بلكه معناى آن اعم است ، و اذنى كه خداى تعالى از آن عفو فرموده باعث فوت مصلحتى شده كه خدا در آيهء شريفه آن را بيان كرده و آن تشخيص و جدا شدن مردم با ايمان از مردم دروغگو است . « 2 »
س 718 - مقصود از غفران ذنب متقدّم و متأخّر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در آيهء شريفهء
« لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ »
« 3 » چيست ؟
ج - در اينباره نظريات مختلفى نقل شده است كه سه نظر از سالمترين
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 9 ، ص 424 و 425 . [ با تصرف ]
( 2 ) . الميزان ؛ ج 9 ، ص 384 .
( 3 ) . سورهء فتح ، آيهء 2 .