مىشود ، و دوباره به دنيا برمىگردد ، كه آن كمال را به دست آورد . كه در هريك از اين دو فرض مسأله رجعت و برگشتن به دنيا جايز است ، و مستلزم محذور محال نيست .
امّا درمورد روايات ، كه روايات ائمه اهل بيت عليهم السّلام نسبت به اصل رجعت متواتر است ، به حدّى كه مخالفين مسأله رجعت از همان صدر اول اين را از مسلميات و مختصات شيعه دانستهاند ، و تواتر با مناقشه و خدشه در تكتك احاديث باطل نمىشود ، علاوه بر اينكه تعدادى از آيات قرآنى « 1 » و روايات كه در باب رجعت وارد شده دلالتش تام و قابلاعتماد است .
علاوه بر اينكه آيات ديگرى از قرآن دلالت اجمالى بر وقوع رجعت دارد مانند آيهء
« أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ ،
شما پنداشتهايد قبل از آنكه آنچه در امتهاى گذشته واقع شده در شما واقع شود داخل بهشت شويد » . « 2 » كه مىفهماند آنچه در امتهاى گذشته رخ داده ، در اين امت نيز رخ خواهد داد ، و يكى از آن وقايع مسأله رجعت و زنده شدن مردگانى است كه در زمان ابراهيم و موسى و عيسى و عزير و ارميا و غير ايشان اتفاق افتاده ، بايد در اين امت نيز اتفاق بيفتد .
و نيز از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله « 3 » كلامى است كه بهطور اجمال مىفهماند آنچه در امتهاى سابق اتفاق افتاده در اين امت نيز اتفاق خواهد افتاد . « 4 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : سورهء نمل ، آيهء 83 ؛ سورهء بقره ، آيهء 214 .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 214 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 53 ، ص 127 .
( 4 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 160 - 162 . [ با تصرف ]