غرور و ستمگريشان بود ، و هيچ عذرى ندارد ، و همين خود كفرى است كه به آيات مبين خدا ورزيدند ، آياتى كه حقيقت امر را بر ايشان بيان كرد .
[ البته ] به آيات خدا كفر ورزيدند ، نه به خود خدا ، چون اهل كتاب خداى تعالى را قبول دارند ، و معلوم است كه هركس به آيات خدا كفر بورزد خدا سريع الحساب است ، و به سرعت هم در دنيا و هم در آخرت به حسابش مىرسد ، در دنيا گرفتار خزى و ذلت و محروم از سعادت حياتش مىكند ، و در آخرت به عذاب دردناك دچارش مىسازد .
دليل بر اينكه سريع الحساب بودن خدا را مخصوص آخرت نكرديم ، كلام خود خداى تعالى است ، كه مىفرمايد :
« أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ »
« 1 »
س 676 - منظور از « كار نيك در بىدينى پذيرفته نيست » كه در حديث امام على عليه السّلام آمده است با آيهء
« فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ »
« 2 » و همچنين با احاديثى كه مىگويند كفار در مقابل حسناتشان به پاداشى از پاداشهاى دنيايى مىرسند . چگونه قابل توجيه است ؟ ( بحث روايتى )
ج - منظور از پذيرفته نشدن اين است كه در آخرت ثواب ندارد ، و يا اين است كه آن اثر نيكى كه عمل نيك و خداپسند بايد در دنيا در سعادت زندگى و در آخرت داشته باشد ، و صاحبش را به نعيم بهشت برساند ندارد .
بنابراين حديث مورد بحث با احاديثى كه مىگويند كفار در مقابل حسناتشان
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 3 ، ص 189 . [ با تلخيص و تصرف ]
( 2 ) . سورهء زلزال ، آيهء 7 .