باندازهء احتياج ، روشن سازد .
2 - دين در طليعه ظهورش براى رفع اختلافات فطرى بود ولى رفتهرفته كاملتر شد و شامل اختلافات غيرفطرى هم گرديد .
3 - دين بعد از پيدايش ، پيوسته كاملتر شده تا به حدى كه قوانين آن شامل تمام احتياجات زندگى بشود ؛ از آن پس ختم مىشود و ديگر آئين جديدى نخواهد آمد ، و آياتى به اين مطلب اشاره دارد . « 1 »
4 - هرشريعت لاحق ، كاملتر از شريعت سابق است .
5 - علت فرستادن پيغمبران و نازلكردن كتابهاى آسمانى و به عبارت ديگر سبب دعوت دينى اين است كه انسان طبعا به طرف اختلاف مىرود و از طرفى به سوى مدنيت و اجتماع سير مىكند و چون فطرت انسانى خود موجب اختلاف است نخواهد توانست آن را رفع نمايد ، و چگونه ممكن است چيزى را كه جذب مىكند دفع نمايد لذا خدا براى رفع اختلاف ، پيغمبرانى فرستاد و قوانينى وضع كرد و بشر را به كمال لايقش راهنمايى فرمود ، و اين كمال يك كمال واقعى و حقيقى و داخل در دائره صنع و ايجاد است و قهرا مقدمه آنها يعنى بعثت انبياء هم بايد داخل در عالم صنع باشد .
در آيهاى كه اشاره به هدايت بشر به سوى كمال حقيقتش دارد مىفرمايد :
« الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى »
( سورهء طه ، آيهء 50 ) .
6 - دينى كه خاتم اديان است استكمال انسانى را محدود مىداند يعنى همينكه به آخرين مرتبه كمال رسيد سير تكامليش متوقف مىشود ، اين معنى از حكم قرآن به ختم شدن سلسلهء پيغمبران استفاده مىشود ، زيرا لازمهء ثابت
هامش
( 1 ) . ر . ك : سورهء احزاب ، آيهء 40 ؛ سورهء نحل ، آيهء 89 ؛ سورهء فصلت ، آيهء 42 .