مىكند ، اگر مىدهد با دست مىدهد ، و اگر مىبيند با چشم مىبيند ، و اگر مىشنود با گوش مىشنود ، پس همين انسان اگر از خدا از كار افتادن اسباب را بخواهد مثل كسى مىماند كه از من بخواهد چيزى به او بدهم ، اما بدون دست ، و يا به او بنگرم اما بدون چشم ، . . . و كسى كه ركون و اعتمادش تنها به اسباب باشد نه به خدا ، مثل كسى است كه تمام اميد و انتظارش به دست من باشد تا به سويش دراز شود ، . . . و در عين حال به كلى از وجود من غافل باشد ، معلوم است كه چنين كسى غافل و ديوانه است . « 1 »
س 649 - منظور از وجود دو نظام « فطرى » و « تخيّلى » در زندگى انسان چيست ؟ ( بحث روايتى )
ج - انسان در زندگيش دو نظام دارد ، يك نظام به حسب فهم فطرى و شعور باطنى و نظامى ديگر به حسب تخيّل ، نظام فطريش از خطا محفوظ است ، و در مسيرش دچار اشتباه نمىشود .
و امّا نظام تخيليش بسيار دستخوش خبط و اشتباه مىشود ، چه بسا مىشود كه آدمى به حسب صورت خياليش چيزى را درخواست مىكند ، و جدا مىطلبد و نمىداند كه با همين سؤال و طلبش [ درست چيز ديگرى مخالف آن مىخواهد « 2 » در باب دعا و درخواست از خداى متعال ]
س 650 - دعا از روى نااميدى مبنى بر اينكه پذيرفته نمىشود ، چه وجهى دارد ؟
ج - معلوم است كه دعاى از روى نوميدى دعاى حقيقى نيست ، زيرا دعا عبارت است از طلبكردن ، و چيزىكه يقين داريم واقع نمىشود طلبش معنا
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 57 .
( 2 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 52 .