عقل كه خود ، هم سنخ آنها است مىشود ، و درنتيجه پارهاى از حقايق آن عوالم را به مقدار استعداد و امكان مشاهده مىنمايد . « 1 »
س 629 - آيا ارتقاء و ارتباط نفس طبيعى در خواب با عالم مثال و عقل بستگى به كمال نفس شخص نيز دارد ؟
ج - [ بلى ] اگر نفس ، كامل و متمكن از درك مجردات عقلى بود ، آن مجردات را درك نموده اسباب كاينات را آنطور كه هست يعنى بهطور كليت و نوريت در پيش رويش حاضر مىسازد ، و اگر آن مقدار كامل نبود كه بهطور كليت و نوريت استحضار كند ، به نحو حكايت خيالى و به صورتها و اشكال جزئى و مادى كه با آنها مأنوس است حكايت مىكند ، آنطور كه خود ما در بيدارى ، مفهوم كلى سرعت را با تصور جسمى « سريع الحركه » حكايت مىكنيم ، و مفهوم كلى عظمت را به كوه ، و مفهوم رفعت و علو را به آسمان و اجرام آسمانى ، و شخص مكّار را به روباه ، و حسود را به گرگ ، و شجاع را به شير ، و همچنين غير اينها را به صورتهايى كه با آن مأنوسيم تشبيه و حكايت و مجسم مىسازيم .
اين صورتى است كه نفس متمكّن از ادراك مجردات آنطور كه هست بوده باشد و بتواند به آن عوالم ارتقاء يابد ، و گرنه تنها از عالم طبيعت به عالم مثال ارتقاء يافته و چه بسا در آن عالم ، حوادث اين عالم را به مشاهدهء علل و اسبابش مشاهده نمايد بدون اينكه با تغيير و تبديل تصرفى در آن بكند .
و اينگونه مشاهدات نوعا براى نفوسى اتفاق مىافتد كه سليم و متخلق به صدق و صفا باشند ؛ اين آن خوابهايى است كه در حكايت از حوادث ،
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 11 ، ص 369 .