تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
س 613 - چه دليل قرآنى وجود دارد مبنى بر اينكه مبدأ پيدايش نوع انسان از گل بوده و سپس نسل او از آبى بىمقدار خلق شده است ؟ ج - در آيهء شريفهء
« وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ »
« 1 » مراد از انسان فردفرد آدميان نيست ، تا بگويى خلقت فردفرد از گل نبوده ، بلكه مراد نوع آدمى است ، مىخواهد بفرمايد : مبدأ پيدايش اين نوع گل بوده ، كه همه افراد منتهى به وى مىشوند ، و خلاصه تمامى افراد اين نوع از فردى پديد آمده‌اند كه او از گل خلق شده ؛ چون فرزندانش از راه تناسل و تولد از پدر و مادر پديد آمده‌اند و مراد از آن فردى كه از گل خلق شده آدم و حوا عليهما السّلام است . دليل گفتار ما اين است كه دنبال جملهء
« وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ »
مىفرمايد :
« ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ »
« 2 » ، يعنى سپس نسل او را از آبى بىمقدار خلق كرد ، و اين تعبير مىفهماند كه منظور از مبدأ خلقت انسان ، همان اوّلين فردى است كه از گل خلق شده ، نه فردفرد انسانها ، كه از آبى بى مقدار خلق شده‌اند ، تا معنا چنين شود كه خدا ابتداى انسانهاى مخلوق از آب بىمقدار را ، از گل قرار داد . زيرا اگر مراد اين بود جا داشت بفرمايد :
« ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ ،
سپس همان انسان را سلاله و خلاصه‌اى كرد از آبى خوار و بىمقدار » ، و ديگر حاجت به ذكر نسل نبود ؛ چون كلمهء نسل به‌معناى ولادت و جدا شدن فرزند از پدر و مادر است ، و مقابلهء بين « بدء خلق » و بين « نسل » به خوبى مىفهماند كه مراد از انسان نوع است ، كه ابتداى خلقتش از گل ، و نسلش از آب مهين است
هامش
( 1 ) . سورهء سجده ، آيهء 7 . ( 2 ) . سورهء سجده ، آيهء 8 .
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 635 | مراد على شمس