جمله آثارش حركاتش است خودش به آن حركات متحرك نيست ، بلكه حركات را در صورتى كه اسباب و شرائطش فراهم شد ( و يكى از شرايطش وجود متحرك است ) ايجاد مىكند ، پس خود او متصف به انواع اين حركات نمىشود تا آنكه متصف به فعل ازدواج و زنا و يا هركارى كه قائم به انسان است بگردد .
چرا ، در اين ميان عناوين عامى است كه مستلزم حركت و ماده نيست ، و مانعى ندارد كه آن را ، هم به انسان و هم به خداوند نسبت دهيم ، مانند عنوان هدايت و اضلال ( گمراهكردن ) البته در صورتى كه مقصودمان از اضلال اضلال ابتدائى نباشد ، و نيز مانند عذابكردن و مبتلا نمودن ، كه مىگوييم كشته شدن كفار به دست مؤمنان عذابى است كه خداوند بر آنان نازل كرد همچنانكه مىگوييم كشته شدن مؤمنان به دست كفار بلاى حسنى است كه خداوند ، مؤمنان را به وسيله آن اجر حسن داد و همچنين مواردى از اين قبيل .
پس حق مطلب اين است كه افعال انسان هم نسبتى به فاعل مباشر خود دارد ، و هم نسبتى لايق به مقام ربوبى خداوند ، به خدا دارد همچنانكه فرمود :
« كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً ،
« 1 » ، هردو [ دسته : ] اينان و آنان را از عطاى پروردگارت مدد مىبخشيم ، و عطاى پروردگارت [ از كسى ] منع نشده است . » . « 2 »
س 580 - چگونگى جريان احكام عقل عملى را در افعال خداى تعالى توضيح دهيد ؟
ج - در احكام عملى عقل ، بايد دانست كه اين احكام مخترعاتى هستند ذهنى كه انسان آنها را به منظور رسيدن به مقاصد كمالى و سعادت زندگى خود
هامش
( 1 ) . سورهء اسرى ، آيهء 20 .
( 2 ) . الميزان ؛ ج 9 ، ص 261 . [ با تصرف ]