پس مىفهميم كه نهى خدا مولوى نبوده ، تنها ارشاد آدم ، و خيرخواهى او بوده است . « 1 »
س 446 - حضرت موسى عليه السّلام درمورد توبه بنى اسرائيل به آنان چه فرمودند ؟ [ بحث روايتى ]
ج - در درّ منثور « 2 » است ، كه على عليه السّلام در ذيل آيهء
« وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ . . . » ،
فرمود : بنى اسرائيل از موسى عليه السّلام پرسيدند : توبهء ما چيست ؟
فرمود : به جان هم بيفتيد ، و يكديگر را بكشيد ، پس بنى اسرائيل كاردها برداشته ، برادر برادر خود را ، و پدر فرزند خود را بكشت ، و باكى نكرد از اينكه چه كسى در جلو كاردش مىآيد ، تا هفتاد هزار نفر كشته شد ، پس خداى تعالى به موسى وحى كرد : بايشان دستور ده : دست از كشتار بردارند ، كه خدا هم كشتهها را آمرزيد ، و هم از زندهها گذشت .
در تفسير قمى « 3 » از معصوم عليه السّلام نقل شده ، به خاطر گوسالهپرستى قوم بنى اسرائيل كه نتيجهاش ظلم به خود آنها بود بايشان گفته شد كه بايد توبه به درگاه آفريدگار خود بريد ، پس به كشتار يكديگر بپردازيد ، كه اين بهترين راه توبه شما نزد پروردگار شما است ، پرسيدند : چطور خود را بكشيم ؟
فرمودند : صبح همگى با كارد يا آهن در بيت المقدس حاضر شويد ، همين كه من به منبر بنى اسرائيل بالا رفتم ، روى خود را بپوشانيد ، كه كسى كسى را نشناسد ، آنگاه به جان هم بيفتيد و يكديگر را بكشيد .
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 201 .
( 2 ) . الدر المنثور ، ج 1 ، ص 69 .
( 3 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 47 .