خير را از شرّ و نافع را از مضرّ تميز مىدهد . « 1 »
* تكلّم ( تكليم ، كلمه ، كلام ، قول )
س 417 - منظور از تكلم و سخن گفتن خدا چيست ، آيا واقعا سخن گفتن ، از خداوند بهطور حقيقت سر زده است ؟
ج - از آيات قرآنى از قبيل
« وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً ،
خدا با موسى به نوعى تكلم كرد » « 2 » و
« مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ ،
بعضى از انبياء كسى است كه خدا با او تكلم كرد » « 3 »
« وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ ،
كسى چنين شايستگى ندارد كه خداوند با او تكلم كند ، مگر بهطور وحى و يا از پس پرده و يا اينكه رسولى بفرستد و باذن خود هرچه مىخواهد به او وحى كند » « 4 » ، استفاده مىشود كه خداوند با بعضى از بندگانش سخن گفته ، يعنى عمل « سخن گفتن » از خداى تعالى سر زده ، و بهطور حقيقت هم سر زده ، و خالى از هرگونه مجاز و تمثيل و خداى سبحان هم اين عمل را در كتاب خود ، « كلام » ناميده است .
كتاب خداى عز و جل دلالت دارد بر اينكه آن ويژگىهاى مخصوصى كه خداى تعالى به انبياء خود داده ، و ساير مردم از درك آن عاجز مىباشند از قبيل وحى و تكلم و نزول روح و ملائكه و ديدن آيات بزرگ الهيه و نيز آنچه
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 13 ، ص 214 و 215 . [ با تصرف ]
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 163 .
( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 253 .
( 4 ) . سورهء شورى ، آيهء 51 .