سبحان مجسّمهاى ساخته باشند ، خدايى كه متعال و بلند مرتبه از آن است كه دست اوهام بشر به ساحتش احاطه يابد و گويا همين متعالى بودن خداى تعالى مشركين را از مجسّمهسازى براى او منصرف كرده و به ساختن مجسّمه براى غير او واداشته است .
پس هرفرد و قومى به آنچه كه از جهات تدبير محسوس در عالم اهميّت مىداده براى خداى آن ناحيه مجسّمه مىساخته و با عبادت آن خدا كه به نظر او اللّه تعالى تدبير آن ناحيه را به او واگذار نموده است خدا را عبادت مىكرده .
و منطق مشركين در ساختن صنم براى معبودهاى خود اين است كه مىگويند خدا ، متعال و منزّه از داشتن صورتى محسوس است و مانند ارباب انواع و ساير الههاى مادّى نيست تا به شكل و قيافهاى درآيد و يا اينكه هميشه در حالت ظهور نيستند مثلا فلان ستاره كه معبود ما است هميشه پيدا نيست تا عبادات خود را روبهروى آن انجام دهيم بلكه همواره در حال طلوع و غروب است و دستيابى و توجه به آن مشكل است ، پس لازم است صنمى درست شود كه اوّلا حاكى از صفات و خصوصيات آن إله باشد و ثانيا هميشه در دسترس باشد تا هروقت انسان بخواهد عبادتى كند رو به سوى آن كند . « 1 »
* بحرين
س 313 - مقبولترين تفسير آيهء شريفهء
« مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ
. . .
لا يَبْغِيانِ »
« 2 » چيست ؟
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 10 ، ص 411 . [ با تصرف ]
( 2 ) . سورهء الرحمن ، آيهء 19 و 20 .