انتخاب و خود را بر موافقت آن اسباب پايهگذارى كند ، تا به قول معروف بر خلاف مسير آب شنا نكرده باشد و سرانجام كارش به هلاكت و بدبختى منتهى نگردد ، و خلاصه دعوت اسلام همين است و چون ما فوق همهء اسباب ، يگانه سببى قرار دارد كه پديدآورندهء اسباب و مسبب آنها است ، پس بر انسان لازم است كه در برابر آن مسبب الاسباب تسليم و خاضع گردد و معناى اينكه مىگوييم توحيد يگانه اساس و پايه دين اسلام است همين است .
پس حفظ كلمه توحيد و تسليم خدا شدن و رضاى خدا را در زندگى طلب كردن بر طبق جريان همهء اسباب قدم برداشتن است و نيز دادن حق هريك از آن سببها است « 1 »
* اسباط
س 175 - مراد از « اسباط » كه در آيات قرآن ذكر شده است چيست ؟
ج - كلمه اسباط جمع سبط ( نواده ) است ، و در بنى اسرائيل معناى قبيلهء در بنى اسرائيل را مىدهد . و سبط مانند قبيله بهمعناى جماعتى است كه در يك پدر مشترك باشند ، و همه به او منتهى گردند ، و سبطهاى بنى اسرائيل دوازده تيره و امت بودند ، كه هرتيره از آنان به يكى از دوازده فرزند يعقوب منتهى مىشدند و از هريك از آن دوازده فرزند ، امّتى پديد آمده بود .
حال اگر مراد به اسباط همان امتها و اقوام باشد ، در اين صورت اينكه نسبت نازلكردن كتاب را به همه آنان داده ، از اين جهت بوده كه همه آن دوازده تيره مشتمل بر پيغمبرانى بوده ، و اگر مراد به اسباط اشخاصى از انبياء باشد كه به ايشان وحى مىشده ، در اين صورت باز منظور برادران يوسف
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 4 ، ص 181 . [ با تلخيص و تصرف ]