صلّى اللّه عليه و آله در تمام افعال و حركات مىكند ؛ زيرا عشق به چيزى مستلزم عشق بآثار آن است ، و پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله هم از آثار و آيات اوست چنان كه جهان و هرچه در جهان است از آثار و آيات اوست .
آتش اين شوق و محبت باز تيزتر مىگردد و بجايى مىرسد كه از همه چيز صرفنظر كرده و تمام توجهش به ذات او مىشود ، فقط او را دوست مىدارد ، دلش تنها براى او خاضع است .
او مىداند هركمال و جمالى مال او و هركس هرچه دارد از اوست زيرا همه آيات و نشانههاى او هستند و استقلالى از خود ندارند و از ذات او حكايت مىكنند .
و هيچچيز را جز براى خدا دوست نمىدارد . و هيچچيز را نمىبيند مگر آنكه خدا را پيش از آن و با آن مشاهده مىنمايد « 1 » ، لذا مقاصد او با مقاصد مردم فرق دارد و هدف او به صورت ديگرى تغيير شكل مىدهد تاكنون دنبال هركار و هرفضيلتى مىرفت به خاطر اين بود كه فضيلت انسانى است و از هر كار و صفتى دورى مىجست براى اين بود كه از رذائل انسانى است ، ولى اكنون جز خدا نمىخواهد ، توجهى به فضيلت و غير فضيلت و ستايش مردم و خلاصه دنيا و آخرت و بهشت و دوزخ ندارد : سر منزل مقصود او خدا و زاد و توشهء او ذلّت بندگى ، و راهنماى او شوق و محبّت الهى است . « 2 »
* ادب
س 148 - معنا و مفهوم « ادب » چيست ؟
هامش
( 1 ) . على عليه السّلام مىفرمايد : « ما رأيت شيئا و رأيت اللّه قبله و بعده و معه » !
( 2 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 245 - 247 [ با تلخيص و تصرف ]