تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
دارند و اين آثار بسيار ، وقتى آب‌ها يك جا جمع مىشوند قوت و عظمت پيدا مىكنند . اسلام هم ، در تربيت افراد نوع انسان و راهنمايى او به سوى سعادت حقيقى ، اين رابطه واقعى بين فرد و اجتماع را در نظر گرفته و بديهى است كه چاره‌اى هم جز اين نبوده است ، و در اين‌باره خداوند مىفرمايد :
« وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً ،
او كسى است كه بشر را از آب آفريد پس اين آفرينش را در پيوند خويشى و ازدواج قرار داد » « 1 » و نيز فرموده :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى ،
اى مردم شما را از يك مرد و زن آفريديم » « 2 » و نيز فرموده :
« بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ ،
شما نوع بشر بعضى از بعضى ديگريد » . « 3 » و اين رابطهء حقيقى كه بين فرد و جامعه وجود دارد ، ناچار ، موجب مىشود كه ، خواص و آثار فرد ، در اجتماع نيز پديد آمده و به همان نسبت كه افراد ، از نيروها و خواص و آثار وجودى خويش جامعه را بهره‌مند مىسازند ، اين حالات يك موجوديت اجتماعى نيز پيدا نمايند . و لذا مىبينيم كه قرآن « 4 » براى « ملّت » وجود ، اصل ، كتاب ، شعور ، فهم ، عمل ، طاعت و معصيت اعتبار فرموده است . و به همين جهت است كه مىبينيم كه قرآن به داستان‌هاى اشخاص اهميت داده بيش از آن به تاريخ ملت‌ها اهميت داده است . و خلاصه اينكه هرجا قوا و خواص اجتماعى با قوا و خواص فردى
هامش
( 1 ) . سورهء فرقان ، آيهء 54 . ( 2 ) . سورهء حجرات ، آيهء 13 . ( 3 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 95 . ( 4 ) . ر . ك : سورهء اعراف ، آيهء 34 ؛ سورهء جاثيه ، آيهء 28 ؛ سورهء انعام ، آيهء 108 ؛ سورهء مائده ، آيهء 66 ، سورهء آل عمران ، آيهء 113 ؛ سورهء غافر ، آيهء 5 ؛ سورهء يونس ، آيهء 47 .