مربوط به علّتى از سلسله علل است ، و تخلف آن حادثه از آن علّت محال است ؛ گناه هم عينا مانند سمومات اثر غير قابل تخلفى دارد ، اگر سمومات اعتدال مزاج را از بين مىبرد و مجارى جهاز هاضمه را آلوده نموده از كار مىاندازد گناه هم روح گنهكار را آلوده مىسازد ، و همانطورى كه توقع اثر نكردن سم در مزاج توقعى است بى جا ، همچنين انتظار اينكه اثر گناه بدون شفاعت و يا توبه و يا كار نيكى كه باعث آمرزش آن باشد خنثى گردد ، انتظارى است بىمورد ، و در حقيقت ابطال قانون عليت است كه آن نيز مستلزم انكار همهچيز است . « 1 »
* اثم
س 110 - معناى كلمات « فواحش » و « اثم » و « بغى » چيست ؟
ج - مراد از « فواحش » گناهانى است كه حدّ اعلاى شناخت و زشتى را داشته باشد ، مانند زنا ، لواط و امثال آن .
و منظور از « اثم » گناهانى است كه باعث انحطاط ، ذلت و سقوط در زندگى گردد ، مانند مى گسارى كه آبروى آدمى و مال و عرض و جانش را تباه مىسازد .
و منظور از « بغى » تعدّى و طلبكردن چيزى است كه حقّ طلبكردن آن را نداشته باشد ، مانند انواع ظلمها و تعديات بر مردم و استيلاى غيرمشروع بر آنان . « 2 »
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 59 و 60 .
( 2 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 106 .