كه براى ترميم آن ، مصر بخشى از سيادت خود را سالها در گرو نهاد و سهام خود را در كانال سوئز فروخت تا بدهىهاى معوق خود را به انگلستان بپردازد . در اين دوره سلطه انگليس و فرانسه به عنوان تحت الحمايه قرار دادن مصر بر سر مصريان سايه افكند و در فراز و نشيبها ، دخالتها و حضور آنان متفاوت مىشد . در سال 1798 ناپلئون پس از تصرف جزيره مالت وارد اسكندريه مصر شد و در برابر مقاومت مردم مصر خود را مسلمان و حامى مردم مصر جلوه داد و با تكرار شهادتين چنين گفت : سلسله ممالكى كه بر مصر حكومت كردهاند فرانسه را تحقير نموده و به مصر به عنوان زيباترين كشور جهان ستم كردهاند و اينك خدا اراده كرد كه به سلطنت آنان پايان دهد . ناپلئون با اين شگردها مصر را تسخير كرد و قاهره را تصرف نمود و لشكريان او هزاران نفر را كشتند يا آتش زدند ولى انگليس با فرانسه اختلاف پيدا كرد و مصر را از چنگال فرانسه بيرون آورد .
با پيدايش دولت اسرائيل در سال 1948 احساسات دينى و ضد استعمارى مردم مصر به اوج خود رسيد و مبارزه با دولت نوپاى اسرائيل را آغاز كردند ولى اين مبارزات بدليل اختلافات بين سران حكومت و مردم به ثمره چندانى نرسيد تا آنكه در 25 فوريه 1954 با استعفاى محمد نجيب از حكومت و قدرت در مصر ، سرهنگ جمال عبدالناصر قدرت را در دست گرفت و نخستين اولويت او سدّ اسوان و در اختيار گرفتن كانال سوئز بود . سدّ اسوان با همكارى شوروى ساخته شد و نيروهاى انگليس و فرانسه مجبور به تخليه كانال سوئز شدند . اگر چه حمله گستردهاى را عليه مصر ترتيب دادند . ولى جمال عبدالناصر با توزيع اسلحه در بين مردم ، همه را مسلح كرد و به بركت حضور
مسلمانان در كشورهاى فرانسه زبان ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: محمد رضوان طلب
ص٢٥٦