ماند و تا اوائل قرن بيستم ميلادى استقلال خود را حفظ كرد . اما كمكهاى اين دولت به مبارزان الجزايرى در جنگ با فرانسه موجب شد فرانسه اين كشور را برحسب موافقت نامه فاس ، در سال 1912 بين خودش و اسپانيا تقسيم كند . مبارزان اين كشور از اين تاريخ تا سال 1956 دائما در مبارزه و جنگ با متجاوزان فرانسوى و اسپانيايى بودند . جنبش انقلابيون ريفى به رهبرى عبدالكريم ريفى در همين دوران شهرت جهانى يافت . در سال 1956 كشور مغرب به استقلال دست يافت و محمدبن يوسف ملقب به سلطان محمد پنجم سمت پادشاهى در اين كشور را از آن خود كرد . پس از او فرزندش ، حسن دوم در سال 1961 به سلطنت رسيد و تا هنگام مرگش در سال 1999 اين كرسى ، در انحصار او بود . ملك حسن با ترغيب خارجيان به سرمايه گذارى بر معضلات اقتصادى تا حدودى غالب شد . ولى مهمترين مشكلات او مربوط مىشد به جبهه آزاديبخش صحرا كه اسپانيا انرا بين موريتانى و مغرب تقسيم كرده بود و همچنين مبارزينى كه مخالفان سياست هاى او خصوصاً سازش وى با اسرائيل و تائيد او از مذاكرات صلح كمپ ديويد بودند .
در يكى از درگيريهاى خيابانى در سال 1981 به گفته پليس 60 نفر و به گزارش ساير خبرگزاريها حدود 637 نفر در كازابلانكا كشته و دو هزار نفر دستگير شدند . پس از ملك حسن دوم فرزندش ، محمد ششم ، در نخستين نطق خود به مردم وعده داد : نابرابريهاى اجتماعى را از ميان بردارد و مشكلات عديده سياسى را مرتفع نمايد . در همان سال حدود 800 زندانى سياسى و در سال بعد تعداد بيشترى از زندان آزاد شدند و منازعه صحرا از طريق طرح اعطاى خودمختارى نسبى ، كه مبتكر آن « جيمز بيگر » وزير خارجه اسبق آمريكا بود چاره جوئى شد اما جبهه پويساريو آن را نپذيرفت .
مسلمانان در كشورهاى فرانسه زبان ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: محمد رضوان طلب
ص٢٥٢