گرويدند و تابع فرقه اى از صوفيه شدند . مارونىها از سوى حكومت فرانسه حمايت مىشدند و درزىها تحت حكومت عثمانى و به حمايت انگليسى وابسته بودند . در سال 1840 بين اين دو گروه ( مارونى - درزى ) جنگى درگرفت و با قتل عام مارونىها توسط درزىها فرانسه مستقيم وارد عرصه حمايت از طرفداران خويش شد و پس از توافق با دولت انگليس بنا شد لبنان تحت حكومت يك حاكم مسيحى به صورت خودمختار اداره شود . در پايان جنگ جهانى اول متفقين لبنان را اشغال كردند و آن را به فرانسه سپردند و بقاع و بيروت را به آن ضميمه كردند و از سوريه جدا نمودند . و تا پس از جنگ جهانى دوم ، اين كشور تحت نفوذ كشور فرانسه باقى ماند ! بگونه اى كه در سال 1943 كه مردم خواهان برگزارى انتخابات بودند و انتخابات آزاد در اين سرزمين برگزار شد ، دولت فرانسه بلافاصله رئيس جمهور و همه اعضاء دولت او را توقيف كردند . در نهايت شر اشغالگران فرانسوى و انگليسى در سال 1946 از سر مردم لبنان كوتاه شد و اشغالگران ، لبنان را تخليه كردند . اما ديرى نپائيد كه فرزند نامشروع استعمار ، اسرائيل در سال 1967 به لبنان حمله كرد . مهمترين بهانه اسرائيلىها در لبنان اين بود كه از اين كشور ميخواستند چريكهاى فلسطينى را از خاك خود بيرون كند و متأسفانه برخى از روساى جمهور لبنان مثل سليمان فرنچيه نيز با اين طرح موافق بودند . اختلاف بر سر همين مسئله ، لبنان را مبتلا به جنگ داخلى كرده و در سال 1975 برخى از مسيحيان راست گراى لبنان و مارونىها همين مسئله را بهانه كردند و به اردوگاه پناهندگان فلسطينى حمله بردند و صدها تن را كشتند بدنبال آن نيروهاى سورى ، بعنوان بخشى از ارتش حافظ صلح عرب وارد لبنان شدند تا
مسلمانان در كشورهاى فرانسه زبان ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: محمد رضوان طلب
ص٢٤٢