و [ اگر بخواهيد بر من سنگ بزنيد ] ، من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مىبرم . ( 20 )
و اگر به من ايمان نمىآوريد ، از من كنار [ و مانع ايمان آوردن ديگران نشويد ] گيريد . ( 21 )
واژگان
فارتقب : منتظر باش .
الدّخان : مراد از « دخان » دراينجا ، آن دود معروف نيست ، بلكه مراد آن است كه انسان بهخاطر وضعيّتى كه [ در آن روز ] دارد ، ميان خودش و آسمان را همچون دود مىبيند ، بيان اين مطلب در آينده خواهد آمد .
يغشى : احاطه مىكند .
الذكرى : يادآورى و اندرز .
فتنّا : آزمايش كرديم .
عذت : پناه مىبرم .
اعراب
« يوم » مفعولبه براى « ارتقب » . جمله « يغشى الناس » صفت دوم براى « دخان » . « هذا عذاب اليم » مبتدا و خبر و جمله ، مفعول براى قول محذوف .
« ربنا » در اصل « يا ربّنا » بوده است .
« مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ » :
« هو معلم مجنون » . « قليلا » :
« كشفا قليلا » و يا اينكه زمنا قليلا » .
« يَوْمَ نَبْطِشُ » ،
« يوم » متعلق به فعل محذوفى است كه « منتقمون » بر آن دلالت دارد و در تقدير چنين مىباشد : « ننتقم يوم نبطش . . . » ، مصدر مؤوّل از « ان ادّوا » مجرور به باى محذوف است . « عباد اللّه » مفعول « أدّوا » .
مصدر « أن ترجمون » مجرور به « من » محذوف و اصل « ترجمون » ترجمونى بوده است .