تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠

اعراب

« إِذاً »
به معناى جزاى شرط است ؛ يعنى اگر من از هوس‌هاى شما پيروى كنم ، گمراه شده‌ام . ضمير
« بِهِ »
به
« رَبِّي »
برمىگردد . « واو » در
« وَ كَذَّبْتُمْ بِهِ »
جايز است براى استيناف باشد و نيز جايز است كه حاليه باشد بنابر تقدير گرفتن « قد » پيش از
« كَذَّبْتُمْ »
؛ زيرا فعلى [ ماضى ] كه مقرون به واو است جايز نيست حال واقع شود ، مگر اين‌كه با « قد » همراه بيايد ، خواه در ظاهر باشد و خواه در تقدير .

تفسير

قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ .
خداوند در آيهء پيشين ، به شيوهء گناهكاران اشاره كرد و در اين آيه ، شيوهء مزبور را بيان مىكند و آن عبارت است از : « پرستش غير خدا » .
قُلْ لا أَتَّبِعُ أَهْواءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ؛
چرا كه دعوت آنان ، هيچ منبعى جز هوسها و گمراهى ندارد . بنابراين ، چگونه پيامبر بزرگ اسلام از آن تبعيت كند ؟
قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ كَذَّبْتُمْ بِهِ ؛
يعنى من خدا را از روى آگاهى مىپرستم و شما از روى نادانى به او كفر مىورزيد و بت‌ها را مىپرستيد و در كدامين منطق ، دانا از نادان پيروى مىكند و طرفدار باطل ، رهبر طرفدار حق است ؟
ما عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ .
وقتى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از كافران دعوت كرد كه به خدا ايمان بياورند ، آنان گفتند : « يا بايد سنگى از آسمان بر ما فرود آيد و يا عذابى دردناك براى ما بياور » لذا خداى سبحان به پيامبر دستور داد كه به آنان بگويد : « آنچه بدين شتاب مىطلبيد به دست من نيست » ، بلكه به دست خداست و او هر زمان كه بخواهد آن‌را فرو خواهد فرستاد و من توان زود آوردن و يا به تأخير انداختن آن را ندارم .
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ .
تقديم و تأخير عذاب و هرچيزى به دست خداست .
يَقُصُّ الْحَقَّ ؛