واژگان
العقود : مفرد آن عقد ، و مقصود از آن هر نوع پيمانى است كه ميان دو شخص عاقل و بالغ ، بر سر هر چيزى كه باشد ، با رضايت كامل منعقد شود ، مشروط به اين كه پيمان مزبور ، حلالى را حرام و حرامى را حلال نكند .
البهيمة : در لغت ، حيوانى است كه گويندگى نداشته باشد ؛ زيرا در صدايش « ابهام » وجود دارد ، لكن عرب اين واژه را در پرنده به كار نمىبرد .
الانعام : شتر ، گاو و گوسفند .
شعائر : جمع شعيرة . اين واژه و نيز واژههاى « علامت » و « آيت » يك معنا دارند .
شعائر اللّه ، يعنى نشانهها ، دلايل ، جلوهها و آيات دين خداوند .
الهدى : مقصود ، چهارپايانى است كه به كعبه مىبرند ، تا در آنجا قربانى كنند .
القلائد : جمع قلادة . عربها به گردن شترى كه مىخواستند به منظور قربانى به كعبه ببرند ، گردنبند مىبستند تا نشاندهندهء اين موضوع باشد و كسى متعرّض آن نمىشد .
آمّين : آهنگكنندگان .
لا يَجْرِمَنَّكُمْ :
وادارتان نسازد .
شنآن : دشمنى ، كينه .
اعراب
« ما »
در
« إِلَّا ما يُتْلى »
در محلّ نصب ، بنابراين كه مستثناى متّصل از
« بَهِيمَةُ »
است .
« غَيْرَ »
حال است از ضمير
« لَكُمْ »
. مضاف در
« وَ لَا الْقَلائِدَ » ،
حذف شده و در اصل « و لا ذوات القلائد » بوده است . در
« وَ لَا آمِّينَ »
نيز مضاف حذف گرديده و در تقدير « و لا قتال آمّين » بوده است .
« الْبَيْتَ »
مفعول براى
« آمِّينَ »
. جملهء
« يَبْتَغُونَ »
حال