تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨

واژگان

العقود : مفرد آن عقد ، و مقصود از آن هر نوع پيمانى است كه ميان دو شخص عاقل و بالغ ، بر سر هر چيزى كه باشد ، با رضايت كامل منعقد شود ، مشروط به اين كه پيمان مزبور ، حلالى را حرام و حرامى را حلال نكند . البهيمة : در لغت ، حيوانى است كه گويندگى نداشته باشد ؛ زيرا در صدايش « ابهام » وجود دارد ، لكن عرب اين واژه را در پرنده به كار نمىبرد . الانعام : شتر ، گاو و گوسفند . شعائر : جمع شعيرة . اين واژه و نيز واژه‌هاى « علامت » و « آيت » يك معنا دارند . شعائر اللّه ، يعنى نشانه‌ها ، دلايل ، جلوه‌ها و آيات دين خداوند . الهدى : مقصود ، چهارپايانى است كه به كعبه مىبرند ، تا در آن‌جا قربانى كنند . القلائد : جمع قلادة . عرب‌ها به گردن شترى كه مىخواستند به منظور قربانى به كعبه ببرند ، گردن‌بند مىبستند تا نشان‌دهندهء اين موضوع باشد و كسى متعرّض آن نمىشد . آمّين : آهنگ‌كنندگان .
لا يَجْرِمَنَّكُمْ :
وادارتان نسازد . شنآن : دشمنى ، كينه .

اعراب

« ما »
در
« إِلَّا ما يُتْلى »
در محلّ نصب ، بنابراين كه مستثناى متّصل از
« بَهِيمَةُ »
است .
« غَيْرَ »
حال است از ضمير
« لَكُمْ »
. مضاف در
« وَ لَا الْقَلائِدَ » ،
حذف شده و در اصل « و لا ذوات القلائد » بوده است . در
« وَ لَا آمِّينَ »
نيز مضاف حذف گرديده و در تقدير « و لا قتال آمّين » بوده است .
« الْبَيْتَ »
مفعول براى
« آمِّينَ »
. جملهء
« يَبْتَغُونَ »
حال