ممكن است حال باشد .
« كَيْفَ »
محلّا منصوب است و جانشين مفعول مطلق [ براى يصوّر ] و معناى آن اين است : « يصوّركم تصويرا ايّ تصوير يشاؤه ؛ او شما را هرگونه كه بخواهد تصوير مىكند » . نظير آن ، جملهء « افعل كيف شئت » است به معناى « أيّ فعل شئت ؛ هر كار كه مىخواهى انجام ده » .
تفسير
دربارهء تفسير
الم
در ابتداى سورهء بقره و تفسير
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ
در آغاز آية الكرسى ( آيهء 255 سورهء بقره ) سخن گفته شد [ و ديگر نياز به تكرار نيست ] .
نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ .
مقصود از كتاب ، قرآن است كه تمامى كتابهاى فرستادهشده بر انبياى سلف را تصديق مىكند . البتّه ، بديهى است كه تصديق آنچه به انبياى پيشين فروفرستاده شده است ، مستلزم تصديق كتابهايى كه برخى از طوايف [ به دروغ ] بدانها نسبت مىدهند ، نيست . مگر نه اين است كه گرچه ما مسلمانها به سخنان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله اعتقاد داريم ، به تمامى روايات منقول از آن حضرت ايمان نداريم . ناگفته نماند كسانىكه به كتابهاى پيامبران پيشين ايمان دارند ، بايد به قرآن كريم ايمان بياورند ؛ چه در غير اينصورت ، او خود ، خودش را تكذيب كرده است ؛ زيرا قرآن تصديقكنندهء كتابهاى انبياست ازاينرو ، تكذيب قرآن به معناى تكذيب اين كتابهاست .
وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ . مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنَّاسِ .
لازمهء وصف تورات و انجيل به هدايت ، آن است كه اين دو كتاب به حق فرستاده شدهاند ، چنانكه لازمهء وصف قرآن به اين صفت ( او به حق فرستاده شده ) آن است كه اين كتاب براى هدايت مردم مىباشد . بنابراين ، هركدام از سه كتاب نامبرده ، هم حق است و هم براى هدايت .
مقصود از « هدايت » در اينجا آن است كه خداوند سبحان با زبان پيامبران خود ،