هدفهاى عالى حكومت
حضرت دربارهء اينكه چرا حاكم و فرمانده و عهدهدار كار حكومت شده ، تصريح مىكند كه براى هدفهاى عالى ؛ براى اينكه حق را برقرار كند و باطل را از ميان ببرد .
فرمايش امام اين است كه خدايا تو مىدانى ما براى به دست آوردن منصب و حكومت قيام نكردهايم ؛ بلكه مقصود ما نجات مظلومين از دست ستمكاران است . آنچه مرا وادار كرد كه فرماندهى و حكومت بر مردم را قبول كنم ، اين بود كه « خداى تبارك و تعالى از علما تعهد گرفته و آنان را موظف كرده كه بر پرخورى و بهرهمندى ظالمانهء ستمگران و گرسنگى جانكاه ستمديدگان سكوت ننمايند » « 1 » . يا مىفرمايد :
« اللّهُمَّ ، إنَّكَ تَعْلَمُ أَ نَّهُ لَمْ يَكُنِ الَّذي كانَ مِنّا مُنافَسةً فِي سُلْطانٍ ، وَلا التِماسَ شَيءٍ مِنْ فُضُولِ الحُطامِ » « 2 » .
« خدايا ، تو خوب مىدانى كه آنچه از ما سر زده و انجام شده ، رقابت براى به دست گرفتن قدرت سياسى ، يا جستجوى چيزى از اموال ناچيز دنيا نبوده است » .
و بلافاصله دربارهء اينكه پس او و يارانش به چه منظور كوشش و تلاش مىكردهاند مىفرمايد :
« وَلَكِن لِنَرِدَ المَعالِمَ مِنْ دِينِكَ ، وَنُظْهِرَ الْإصلَاحَ فِي بِلادِكَ فَيَأمَنَ المَظلُومُون مِنْ عِبادِكَ ، وَتُقامَ المُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ » .
« بلكه براى اين بود كه اصول روشن دينت را بازگردانيم و به تحقق رسانيم و اصلاح را در كشورت پديد آوريم ؛ تا در نتيجهء آن بندگان ستمديدهات ايمنى يابند و قوانين ( يا قانون جزاى ) تعطيل شده و بىاجرا ماندهات به اجرا درآيد و برقرار گردد » .
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغة ، ص 50 ، خطبه 3 .
( 2 ) . نهج البلاغة ، ص 189 ، خطبه 131 .