از طرفى « جزيه » كه بر « اهل ذمّه » « 1 » مقرر شده ، و « خراج » كه از اراضى كشاورزى وسيعى گرفته مىشود ، درآمد فوقالعادهاى را به وجود مىآورد . مقرر شدن چنين مالياتهايى دلالت دارد بر اينكه حاكمى و حكومتى لازم است . وظيفهء حاكم و و الى است كه بر « اهل ذمّه » بر حسب استطاعت مالى و درآمدشان ماليات سرانه ببندد ؛ يا از مزارع و مواشى « 2 » آنها ماليات متناسب بگيرد . همچنين ، « خراج » يعنى ماليات بر اراضى وسيعى را كه « مال اللَّه » و در تصرف دولت اسلامى است ، جمعآورى كند . اين كار مستلزم تشكيلات منظم و حساب و كتاب و تدبير و مصلحتانديشى است ؛ و با هرج و مرج انجامشدنى نيست . اين به عهدهء متصديان حكومت اسلامى است كه چنين مالياتهايى را به اندازه و به تناسب و طبق مصلحت تعيين كرده ، سپس جمعآورى كنند ، و به مصرف مصالح مسلمين برسانند .
ملاحظه مىكنيد كه احكام مالى اسلام بر لزوم تشكيل حكومت دلالت دارد ؛ و
هامش
( 1 ) . اهل ذمّه به كسانى از اهل كتاب گفته مىشود كه با شرط پرداخت جزيه و خراج در سرزمين اسلام وتحت حمايت حكومت اسلام زندگى مىكنند .
( 2 ) . ستور و چهارپايان به ويژه شتر ، گاو و گوسفند .