داشتهاند و دارند و خواهند داشت .
شما به حوزههاى علميه نگاه كنيد . آثار همين تبليغات و تلقينات استعمارى را مشاهده خواهيد كرد . افراد مهمل و بيكاره و تنبل و بىهمتى را مىبينيد كه فقط مسأله مىگويند ، و دعا مىكنند ؛ و كارى جز اين از آنها ساخته نيست . ضمناً به افكارى و رويّههايى برخورد مىكنيد كه از آثار همين تبليغات و تلقينات است . مثلًا اينكه حرف زدن منافى شأن آخوند است ! آخوند و مجتهد بايد حرف بلد نباشد ! و اگر بلد است حرف نزند ! فقط « لَا إلهَ إِلَّا اللَّهُ » بگويد ! و گاهى يك كلمه بگويد ! در حالى كه اين ، غلط است ، و بر خلاف سنت رسول اللَّه است . خدا از سخنگويى و بيان و قلم و نگارش تجليل كرده ، و در سورهء « الرحمن » مىفرمايد : (
عَلَّمَهُ الْبَيانَ
) « 1 » و اين را كه بيان كردن آموخته نعمتى بزرگ و اكرامى مىشمارد . بيان براى نشر احكام خدا و تعاليم و عقايد اسلام است ، با بيان و نطق است كه مىتوانيم دين را به مردم بياموزيم و مصداق « يعلّمونها الناس » شويم . رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و حضرت امير عليه السلام نطقها و خطبهها ايراد مىكرده و مرد سخن بودهاند .
اصلاح مقدسنماها
اينگونه افكار ابلهانه ، كه در ذهن بعضى وجود دارد به استعمارگران و دولتهاى جائر كمك مىكند كه وضع كشورهاى اسلامى را به همين صورت نگه دارند ، و از نهضت اسلامى جلوگيرى كنند . اينها افكار جماعتى است كه به « مقدسين » معروفند ؛ و در حقيقت « مقدسنما » هستند نه مقدس . بايد افكار آنها را اصلاح كنيم ، و تكليف خود را با آنها معلوم سازيم . چون اينها مانع اصلاحات و نهضت ما هستند و دست ما
هامش
( 1 ) . « به او سخن گفتن آموخت » . الرحمن ( 55 ) : 4 .