هم به ائمه عليهم السلام يكى پس از ديگرى ، واگذار گرديد . كلمهء « إنّما » هم در اينجا حتماً براى حصر نيست ، و اصلًا معلوم نيست كه « إنّما » دلالت بر حصر داشته باشد ، علاوه بر اينكه « إنّما » در صحيحهء قداح نيست ؛ و در روايت ابوالبخترى آمده آنهم عرض كردم از نظر سند ضعيف است .
ما اكنون عبارت « صحيحه » را مىخوانيم تا ببينيم كه جملات آن قرينه مىشوند بر اينكه ميراث انبيا اختصاص به احاديث دارد يا نه ؟
« مَنْ سَلَكَ طَرِيقاً يَطلُبُ فِيه عِلماً سَلَكَ اللَّهُ بِه طَرِيقاً إلى الجَنَّةِ » . اين جمله در ستايش علماست . تصور نشود كه اين ستايش مربوط به هر عالمى است ، و علما هرطور باشند اين تعريف ، آنان را شامل مىشود . به رواياتى كه در كافى نسبت به اوصاف و وظايف علماست مراجعه كنيد « 1 » ؛ تا معلوم شود كه تا كسى چند كلمه درس خواند از علما و ورثهء انبيا نمىشود ؛ بلكه وظايفى دارد و آن وقت كار مشكل مىشود .
« وَإنّ المَلائِكةَ لَتَضَعُ أجنِحَتَها لِطالِبِ العِلم رِضاً بِه » . معنى « وضع اجنحه » نزد اهلش معلوم است « 2 » و اكنون جاى بحث آن نيست . اين عمل براى احترام يا خفض جناح و تواضع است .
« وَإنّهُ يَستغفِرُ لطالبِ العِلمِ مَن فِي السماءِ وَمَن فِي الأَرضِ حتّى الحُوتِ فِي البَحرِ » .
اين جمله ، احتياج به بيان مفصلى دارد كه فعلًا از بحث ما خارج است « 3 » .
« وَفَضلُ العالِمِ عَلى العابِدِ كفضلِ القَمَرِ على سائرِ النُجوُمِ لَيلَةَ البَدرِ » . معنى اين جمله هم معلوم است .
« و إنّ العلماءَ ورثةُ الأنبياءِ » . از صدر روايت تا اينجا ، در مقام تعريف علما و بيان
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 1 ، ص 36 ، « كتاب فضل العلم » ، « باب صفة العلماء » .
( 2 ) . ر . ك : شرح الاصول الكافي ، صدر المتألهين ، ج 2 ، ص 70 ؛ شرح چهل حديث ، امام خمينى قدس سره ، ص 414 ، شرح حديث 26 .
( 3 ) . ر . ك : شرح چهل حديث ، امام خمينى قدس سره ، حديث 26 .