پروردگار رسد . ولى اگر نفس در فساد غوطهور باشد خداوندى كه او را مىشناسد رخصت نمىدهد كه از نور ايمان بهرهمند شود . اين حقيقت به ما گوشزد مىكند كه ايمان در مرتبهء بس رفيعى است كه تنها پس از كوششها و مجاهدتهاى صعب مىتوان به آن نايل آمد . از آن پس هر چه هست فضل خداست . سپس ايمان حقيقتى خارجى است زيرا نظرى است واضح و شناختى است شامل و به فرمان درآوردن شهوات است و تربيت نفس سركش است و به طور كلى رحمتى است از خداوند متعال . كفر نقمتى است كه خدا بر كسى كه براى رسيدن به ايمان عمل نمىكند فرو مىفرستد . وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ و او پليدى را بر كسانى كه خرد خويش به كار نمىدارند مقرر مىكند . » كسانى كه به سطح رفيع ايمان نمىرسند كسانى هستند كه از نور عقل كه از سوى خداوند مىتابد بهرهاى نمىگيرند پس در پليدى جهل و شهوات گرفتار مىآيند .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحه 380
پدیدآورندگان: احمد آرام
ص۳۸۰
[ 101 ] كسى كه از عقل خويش بهره مىجويد او را كافى است كه به ملكوت آسمانها و زمين نظر كند و به كوههاى بلند و استوار كه زمين را از لرزش باز مىدارند و به طبقات صخرهاى درون زمين پيوستهاند و در درون خود مخازن آب شيرين جاى دادهاند كه از چشمهها مىتراوند و نيز انواع سنگهاى گرانبها در سينه نهفتهاند بنگرند و بگويند : كيست كه هر چيز را در جاى خود قرار داده و زمين را سكون و آرامش بخشيده تا جايگاه مردم باشد . مردم بر خاك نرمش بيارامند و براى معاش خود در آن زراعت كنند .
/ 462 و چون به آسمان بنگرى ستارگان و كهكشانها و منظومهء شمسى را بينى كه در اثر قواى جاذبهء تعادلشان حفظ شده و چنان گسترده است كه علم بشر با همهء وسايل و تجهيزات و دوربينها و تلسكوپها كه دارد به سر حد آن نتواند رسيد ، و چون