صفات يك تجمع دينى
[ 120 ] جامعهء بى تحرك و راكد يك جامعهء اسلامى و دينى نيست ، زيرا اسلام حقيقى اهتمام به امور ديگران و دفاع از حق مستضعفان است . تا آنجا كه در راه آن به جهاد رود . جامعهء اسلامى در محدودهء تنگ اقليمى منجمد نمىماند .
نمىتوان گفت نخست بناى وطن سپس حركت براى اصلاح ديگران ، زيرا وطن براى فضيلت و خير است و / 300 عدالت را و رفاه را حدودى نيست .
همچنين رسول اللَّه هشدار دهندهاى بر همهء مردم جهان است . بنا بر اين بر اهل مدينه كه نخستين بناى جامعهء اسلامى است واجب است كه از رسول اللَّه متابعت كند و او را در امر رسالت و تبليغ و تنفيذ فرمانهاى پروردگار به گفتار و كردار يارى رساند .
ما كانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ
اهل مدينه و عربهاى باديه نشين اطراف را نرسد كه از همراهى با پيامبر خدا تخلف ورزند . » و در شهر خود بنشينند و بخواهند اسلام را اجرا كنند و بگويند كه ما فقط مسئول اصلاح شهر خودمان هستيم . نه ، چنين نيست . بر آنهاست كه در زمين سير كنند آن سان كه رسول اللَّه سير مىكرد و مشعل رسالت را بر دوش كشند و به هر جاى ببرند . آيا جان آنان از جان رسول اللَّه عزيزتر است ؟ چه كسى گفته است كه رسول اللَّه جان خويش به خطر اندازد و آنان ايمن از هر خطرى در شهر خود بيارامند .
وَ لا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ لا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ
و نبايد از او به خود پردازند . زيرا در راه خدا هيچ تشنگى به آنها چيره نشود و يا به رنج نيفتند ، يا به گرسنگى دچار نگردند .
در نتيجه به هيچ چيز كه آنان را ناخوش آيد گرفتار نيايند . اينان نمىدانند كه هر رنجى كه مىكشند خدا پاداش آن را مىدهد .