بالابردن فرهنگ جنوب شهرمان ، اين دعوت را قبول كردم . خودتان بهتر مىدانيد كه چه مسائلى به علت عدم فرهنگ صحيح در اين منطقه است . البته وسط كار كمك كردن به پدرم ، كار ساختمان را واگذار به برادرم كردم و رفتم به آموزش و پرورش ، البته بدون چشمداشت به حقوق .
اما مسأله اينجا است كه پدرم از اين عمل من سخت ناراحت شد و گفت چون وسط كار ساختمان مرا تنها گذاردى ، لذا به هيچ عنوان از دست تو راضى نيستم و عاق من هستى و زمانى از دست تو راضى مىشوم كه ديگر به آموزش و پرورش كه شما را به مدرسه مىفرستند نروى و اگر به روى عاق من هستى . حال من چه بكنم ؟ آيا با توجه به حرف پدرم ، نروم ؛ يا اينكه كمك به انقلاب واجبتر از حرف پدر است و اينكه من به مدرسه بروم . واجب كدام است ؟ ايشان حرفهاى مرا و اينكه هميشه مىگويم :
آموزش و پرورش نياز مبرم به من دارد ، قبول ندارند . وظيفهء شرعى مرا نسبت به اينكه خداوند مىفرمايد : احترام به پدر و مادر واجب است ، روشن كنيد آيا به مدرسه بروم يا اينكه نروم ، وظيفه شرعى چيست ؟
بايد بگويم طى مدتى كه مشغول همكارى بودم ، خيلى مسائل را از جنوب شهر مىدانم كه به خاطر عدم فرهنگ صحيح - كه در اين منطقه است - مردم با خيلى مسائل روبرو هستند و فقر مادى تيره لطفاً هرچه زودتر جواب مرا بفرستيد ممنونم .
بسمه تعالى ، اختيار با خود شما است و رضايت پدر در اين جهت معتبر نيست ، بلى از كارى كه موجب آزردگى خاطر پدر باشد ، خوددارى كنيد .
[ سؤال 12603 ] 73073895
بسمه تعالى
با سلام و احترام فراوان حضور محترم رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران ، امام خمينى
خواهشمندم حكم شرعى را دربارهء اين دو مسأله بيان فرماييد :
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 662
مساهمون: السيد الخميني
ص٦٦٢